تا عید بزرگ غدیر فقط ۷ روز دیگر باقی مانده است . عاشقان خودتان را برای تجلیل از این عید بزرگ الهی آماده کنید تا ذره ای از مظلومیت علی بن ابیطالب را کم کنیم یا بهتر بگم در مظلومیتش شریک شویم . چرا که او همیشه مظلوم است تا حجه بن الحسن بیاید و انتقام مظلومیتهایش را بگیرد .
نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در سه شنبه 1390/08/17 ساعت 12:55 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
یکی از مدافعان حقیقی عید بزرگ غدیر و ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام وجود مقدس امام رضا علیه السلام است که در تمام دوران زندگی در مقام دفاع از مظلومیت های جدش امام علی علیه السلام بود و مناظرات زیادی در باب اثبات حقانیت ائمه و شیعیان انجام داده و روایت های زیادی از حضرت نقل شده که معروف ترین آنها حدیث سلسلة الذهب هست که حضرت ثامن ضامن علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیة و الثنا در نیشابور سر از کجاوه بیرون آوردند و فرمودند: شنیدم از پدرم موسی بن جعفر که فرمود شنیدم از پدرم امام صادق که فرمود شنیدم از پدرم امام باقر که فرمود شنیدم از پدرم زین العابدین که فرمود شنیدم از پدرم سید الشهداء که فرمود شنیدم از پدر بزرگوارم امیرالمؤمنین که حضرت فرمودند : پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند خداوند تبارک و تعالی به من خبر داد کلمة لااله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی (کلمه لااله الا الله دژ محکم من است که هر کس در آن داخل شود از عذاب من در امان است) بعد از چند قدمی که مرکب حضرت حرکت کرد باز حضرت سر از کجاوه بیرون آورده و فرمودند: بشرطها و شروطها و انا من شروطها (البته این داخل شدن در دژ خدا شرطهایی دارد که یکی از آن شرطها ولایت من هست ) یعنی باید انسان اقرار به ولایت و امامت ائمه داشته باشد که شروطش محقق شده باشد و هر یک از ائمه اثنی عشر شرطهای توحید هستند .
پس بیایید در احیای ولایت شرائط توحید حرکتی داشته باشیم و همگی از عید بزرگ غدیر تجلیل کنیم
نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در دوشنبه 1390/07/18 ساعت 8:40 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
یک اربعین مانده تا عید بزرگ غدیر که منشور عظیم اسلام و روز امامت و وصایت و خلافت بلا فصل مولی الموحدین علی بن ابیطالب است . آیا برای احیای این روز بزرگ خود را آماده کرده ای ؟ آیا برای دفاع از اولین مظلوم عالم آمادگی داری ؟ آیا حقیقتا شیعه هستی یا فقط تشیع لقلقه زبانت هست ؟
بیا در این مدت کوتاه که به این عید بزرگ و ارزشمند شیعه (و نه تنها شیعه بلکه این عید بزرگ بشریت) مانده در احیای غدیرخم و اعلام و ابلاغ ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام قدمی از قدم بر دار و خودت را از چشمه زلال غدیر سیراب کن .
نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در چهارشنبه 1390/07/13 ساعت 10:1 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
امروز چند روایت از امام صادق میگذارم و امیدوارم خدا توفیق عمل به همه شیعیان امیرالمومنین بدهد و ما را از گناه و شرور آخر الزمان حفظ نماید .
امام صادق علیه السلام فرمودند:
شفاعت ما به کسی که به نماز اهمیت ندهد نمی رسد ! (عقاب الاعمال ص ۴۹۳ چاژ نشر اخلاق )
هرکس دخترش را به شرابخوار بدهد ژاره جانش را از خود جدا کرده است. (وسایل الشیعه/ج۱۴/ص ۱۹۴)
خداوند رحمت کند مردی را که با همسرش خوش رفتار باشد زیرا پروردگار او را در اختیار مرد قرار داده و شوهرش را سرپرست وی گردانیده است . (وسایل الشیعه /ج۱۴/ص۱۲۲)
بهترین زنهای شما آن است که وقتی شوهرش چیزی آورد سپاسگزاری کند و اگر چیزی نیاورد راضی باشد . (بحارالانوار /ج۱۰۳/ص ۲۳۹)
زنانی که همجنس گرایی نمایند روز قیامت با ژوشش سرتاسری از آتش در حالی که عمودی بر آنان فرود می آید وارد جهنم می شوند . (عین الحیات مجلسی ص ۴۰۱ چاپ اسلامیه)
نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در پنجشنبه 1390/06/31 ساعت 7:39 قبل از ظهر موضوع | لينک ثابت
شفق رنگ چشمای صادق
لب لعل قرآن ناطق
غزل خون و سرخِ شبیه شقایق
مادر بیا و گره وا کن از کارم امشب
مادر بیا و ببین چشم بیدارم امشب
مادربیاو ببین خون به لب دارم امشب
شبیه تو دارم نشونه
رو دستام رد تازیونه
کشید از در خونه آتیش زبونه
مثل تو پای برهنه تو کوچه دویدم
مثل تو رو خاک کوچه خودم را کشیدم
مثل تو خسته دویدم خمیدم بریدم
غمم غصه عمه بوده
دیدم خونم آتیش و دوده
روی یاسمن های باغم کبوده
دیدم تو آتیش خونه همه خیمه ها را
دیدم پر چادر سوخته عمه ها را
دیدم غروب و پریشونی کربلا را

نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در چهارشنبه 1390/06/30 ساعت 3:2 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
فروپاشی غیرت مردان!
دریغ و افسوس ! غیرت جامعه اسلامی ما را که شهره جهانیان بود ، دشمنان داخلی و خارجی با ترویج خزنده فرهنگ بیگانه و القای شبهه و ترویج افکار روشن فکر مآبانه در هم شکستند . تا آنجا که گروهی از مردان غیرتمند ایرانی ، همانها که راضی نمی شدند ، اندام پوشیده در حجاب ناموسشان را نا محرم مشاهده نماید و حتی کفش و لباس زنهایشان را از دید بیگانگان دور می کردند ، اکنون در مقابل خود نمایی و جلوه گری و بی عفتی زنان و دخترانشان بی تفاوت گردیده ، مردانگی و حماسه بلند غیرت و حمیت خود را فدای تبلیغات مسموم دشمنان به عنوان آزادی و تربیت روز نموده اند !
و با کمال تأسف این پدیده شوم در میان گروهی از افراد مذهبی نیز نفوذ کرده و مسئله حمیت و شرف آنان کم رنگ گردیده است ! دختران و نوامیس آنان در کنار نا محرمان و گاهی هم در کنار خودشان در جمع نا محرمان به کار ، تحصیل و فعالیت اشتغال دارند و خواه و ناخواه ارتباط و برخوردهای مختلفی با نا محرم پیدا می کنند !
آنها اتومبیل ، پول و دیگر امکانات را در اختیار دختران و همسرانشان قرار داده و بدون توجه به رفتار و روش آنان مسئولیت کارهای خارج از منزل را نیز به عهده آنها گذاشته اند و خود بی تفاوت در قبال اداره زندگی به دنبال کسب و کار، اداره و تجارت هستند .!
آیا این روش مخالف گفتار قرآن کریم نیست ؟! که می فرماید :
(وقتی مردان و زنان چیزی - در صورت ضرورت و لزوم- از یکدیگر می خواهند ، از پشت پرده باشد و ارتباط مستقیم بین آنان نباشد که این نوع رفتار موجب پاکی قلبهای زنان و مردان است .)احزاب آیه ۵۳-۵۵
و آیا این گروه فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام خطاب به مردها را چگونه توجیه می کنند ؟ که می فرماید :(آیا حیا نمی کنید و آیا تعصب و غیرت ندارید ! زنان شما به بازارها می روند و با مردها تماس دارند ؟! وسائل الشیعه ج ۱۴ ص ۱۷۴ حدیث ۱-۲
آیا می شود کلام قدسی پروردگار و رهبران معصوم علیهم السلام را رها کرد و تابع بی قید و شرط محیط و رسم و رسوم و اجتماع و فرهنگ منحط دشمنان اسلام گردید؟!!
ما در این مسئله اسف بار چه جوابی در پیشگاه پروردگار و محضر پدر مهربان امام زمان علیه السلام که قلب نازنینش را غم و اندوه فرا گرفته داریم؟!!
مصیبت اینجاست ! رفتار ناپسند خود را توجیه نموده ، بدون توجه به قبح و زشتی آن ، نام دین و مذهب را دنبال آن یدک می کشیم !!
وجداناً و بدون تعارف ! وضعیت گذشته زنان و دختران که برای خود حریم قائل بودند و با تحفظ و حجاب در چهره،گفتار، رفتار و پوشش کامل، کرامت ، عفت و وقار به عنوان یک گوهر گرانبها در حرز بودند و بدون ارتباط با نا محرم ، مسئولیت اداره نظام ارزشمند پر مهر خانواده را به عهده داشتند و جذابیت و زیبائیشان را در انحصار همسر خود قرار داده بودند، بهتر و سالم و راحت تر بود یا وضعیت اسف بار فعلی که گروهی از دختران و زنان بدون رعایت حجاب و عفاف در جمع و اجتماع آلوده در کنار مردان نا محرم در خیابانها ، ادارات، شرکتها، کارخانه ها و مؤسسات قرار گرفته اند و خود و اجتماع را گرفتار آثار تلخ و مصیبت بار این همه ناهنجاری لجام گسیخته نموده اند؟!!!
از بین رفتن غیرت مردان و حیای زنان!
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از جناب جبرئیل پرسیدند: آیا بعد از من به زمین خواهی آمد ؟ عرض کرد : بلی یا رسول الله . ده بار به زمین خواهم آمد و ده گوهر گرانبها را (به خاطر ارتکاب گناه و اعمال ناپسند مردم) خواهم برد(و تنها کسانی که رفتار شایسته دارند از مواهب آن گوهرها برخوردار خواهند بود)
اول: برکت .
دوم: ترحم و دلسوزی .
سوم: حیا از چشم زنان !
چهارم : غیرت مردان !
پنجم عدل از دل سلاطین .
ششم : راستی و درستی از دل دوستان .
هفتم : سخاوت از دل ثروتمندان .
هشتم : صبر از فقراء .
نهم : حکمت از حکیمان .
دهم : ایمان از دلهای مؤمنان . اثنی عشریه فی المواعظ العددیة ص ۳۳
نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در چهارشنبه 1390/05/26 ساعت 3:14 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
حجاب و چادر ، مصونیت از تعرض هوسرانان !
قرآن مجید:
ای پیامبر! به زنان و دختران خود و زنان مؤمنه بگو : چادرهایشان را بپوشند تا به عفت و پاکدامنی شناخته شوند و از اذیت و آزار و تعرض (هوسرانان) در امان باشند . سوره احزاب آیه ۵۹
چادر ،حجاب و عفت اسلامی:
آنچه از مفاد گفتار دانشمندان لغت عرب تعریف های واژه (جلباب) و چادر در یک عبارت جامع می توان بیان کرد ، چنین است:
چادر نوعی پوشش گسترده و سرتاسری با وسعت کافی می باشد که زنان مسلمان با عفت از روی همه لباسهای خود می پوشند به گونه ای که تمامی لباسها ، حجم اندام، پستی و بلندی بدن، و زیور آلات آنها را مخفی نماید .
بنابراین ، لباس و پوششهایی از قبیل : مانتو ، مقنعه ، روسری و بلوز و شلوار و چادر نازک و هر گونه پوششی که برجستگی بدن را نمایان کند و باعث خود نمایی ، جلوه گری و نمایش چهره و اندام بانوان باشد ، از دایره تعریف حجاب و پوشش اسلامی خارج می باشد و با مسأله عفت ، و پارسائی زن مسلمان و پیرو حضرت زهرا علیها السلام ، منافات دارد و بانوان مسلمان می بایست از این گونه پوششها پرهیز داشته باشند . زیرا تنها چادر ، مصداق کامل و جامع تعریف (جلباب) و حجاب مقدس فاطمی علیه السلام می باشد و از میان انواع چادرها ، تنها رنگ مشکی ، رنگ خاموش ، صامت، نگاه شکن و نشانه هیبت ، اُبَّهَت، عفت و حافظ شخصیت و متانت زن می باشد .
به سخنان گرانقدر پیشوایان اسلام توجه فرمایید :
لزوم حجاب بانوان :
امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند: زن جذاب و دلبر است، هر کس زن می گیرد او را در پوشش و حجاب (کامل)قرار دهد (تا در انحصار شوهرش بوده، مورد هوس و تعرض و بازیچه بیگانه قرار نگیرد.) غرر الحکم مترجم ، چاپ دفتر نشر :ج۲/ص ۴۶۵.
حجاب،حافظ زیبایی زن :
امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند: زن شایسته است ( در خانه و در حجاب کامل) نگهداری شود تا حالتش نیکو و یباییش پایدار بماند ( و نگاه و تعرض هوسرانان، زیباییش را نابود نکند.) غرر الحکم مترجم ، چاپ دفتر نشر :ج۲/ص۴۶۶.
کیفیت پوشش حضرت زهرا سلام الله علیها :
حضرت فاطمه علیها السلام بر حسب ضرورت و به خاطر دفاع از حریم ولایت و امامت که خلفا در صدد نابودی آن بودند،ناگزیر از رفتن مسجد و افشاگری جنایتهای ستمگران شد .
حضرت زهرا سلام الله علیها به منظور دادخواهی و تظلّم ، مطالب ارزنده خود را با هیبت ، صلابت و جبروت ، چنان ایراد فرمود که همچون صاعقه دلها را پر از هول و هراس کرد .
کیفیت پوشش و حجاب آن بزرگوار هنگام رفتن به مسجد و ایراد خطابه اینچنین بود :
چون به فاطمه علیها السلام خبر رسید ، خلیفه تصمیم جدی بر غصب فدک (خلافت) گرفته ، مقنعه بلند خود را پوشید و پادر (پوشش کامل و سرتاسری) را به بر گرفت و در حالی به راه افتاد که گروهی از بانوان از نزدیکانش اطراف آن بزرگوار را گرفته بودند (تا شناخته نشود) و در هنگام قدم برداشتن ، دامن چادر خود را زیر قدمها می آورد .
راه رفتن آن حضرت همانند راه رفتن رسول الله صلی الله علیه و آله بود . صدیقه کبری علیها السلام با چنین وضعی بر خلیفه وارد شد در حالی که مهاجرین و انصار اجتماع نموده بودند . پرده و حجابی میان زنان و مردان حایل گردید و آنان را از هم جدا کرد. آنگاه حضرت زهرا سلام الله علیها خطابه کوبنده و افشاگر خود را با صلابت و جبروت ایراد فرمود .
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید شافعی ج۱۶/ص۲۱۱
نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در شنبه 1390/05/08 ساعت 5:5 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
عبد الله بن محمد قرشی می گوید : هر وقت حضرت امام زین العلبدین علیه السلام وضو می گرفت صورتش زرد می شد . خانواده اش عرض می کردند : این چه حالتی است که شما را فرا گرفته است ؟
می فرمود : می دانید می خواهم در مقابل چه کسی بایستم ؟
نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در چهارشنبه 1390/05/05 ساعت 10:56 قبل از ظهر موضوع | لينک ثابت
ای وای و صد حیف و هزار افسوس بر قومی که غدیر این عید الهی (عید الله الاکبر) سفارش شده خدا و پیامبر و اهلبیت را فراموش کردند و نوروز بی مهر خالی از حقیقت را احیانمودند و چه بد حالی داریم در پیشگاه امام زمان که به ما بگوید چرا غدیر و علی را فراموش کردید . و باز هم علی بن ابیطالب است که مظلوم است .
امام کاظم علیه السلام فرمودند : در اخبار جدم رسول الله جستجو کردم و درباره نوروز خبری نیافتم جز اینکه نوروز سنت ایرانیان است و اسلام آن را منسوخ کرده است و پناه به خدا از اینکه بخواهیم چیزی را زنده کنیم که اسلام آن را نسخ کرده است . بحار الانوار / ج ۵۹ / ص ۱۰۰ / ح ۹

نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در سه شنبه 1390/01/09 ساعت 5:7 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
هشتم شوال مصادف است با تخریب بقیع توسط وهابیت که با این کار قلب شیعه را جریحه دار نمودند و دوم شوال با سوزاندن قرآن کریم توسط یک کشیش مسیحی قلب امام زمان را محزون ساختند .
ولی من میخوام یه چیزی بگم شاید امروز قرآن را که بین دو جلد قرار گرفته یک مسیحی سوزانده باشد و لی این کشیش مسیحی علناً اعلام کرده من قرآن را قبول ندارم اما کسانی که می گویند ما قرآن را قبول داریم خیلی وقته که قرآن را از بین بردیم و با عمل نکردن به فرامینش آن را ضایع کردیم ما که می گوییم شیعه هستیم چرا به قرآن عمل نمیکنیم و اگر عمل می کنیم پس این بی حجابیها و بی بندوباری ها از کجاست ؟ آیا در اثر عمل کردن به قرآن هست یا در اثر کنار گذاشتن و سوزاندن عملی قرآن ؟
چرا یک لحظه به خود نمی آییم و فکر نمیکنیم که چقدر در حق قرآن و اهل بیت کم کاری کردیم ؟ مگر پیغمبر صلی الله علیه و آله نفرمودند : انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی . چرا از عترت و دستورات آنها و از قرآن غافلیم . قرآن از ما نمیخواهد که آن را بخریم و در طاقچه منزلمان بگذاریم . می خواهد به آن عمل کنیم . میخواهد وقتی میفرماید : یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن الا ما ظهر منها . زنانمان و دخترانمان از دید نامحرمان پنهان باشند نه اینکه با صد قلم آرایش در خیابان ها خود را در معرض دید هزارن جوان مجرد و یا نامردان شهوت باز قرار بدهند .
حضرت زهرا سلام الله علیها میخواند ما و دخترانمان و زنانمان پیرو آنها باشیم نه اینکه فقط در جلسات آنها شرکت کنیم و آبروی آنها را ببریم .
ما باید ببینیم حضرت زهرا چه دوست می دارد . آیا دوست دارد که ناموس ما خود را به ارزانی در معرض سارقان عفاف قرار بدهند و بی حجاب باشند ؟ یا اینکه می فرماید : بهترین زنان آن زنی است که نه او مرد نا محرم را ببیند و نه مرد نامحرم او را (وسائل الشیعه).
پس بیایید در راه اهل بیت قدم برداریم و به فرامین قرآن و اهل بیت عمل کنیم اگر خواستار سعادتیم .
والسلام علی من اتبع الهدی
نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در چهارشنبه 1389/06/24 ساعت 11:25 قبل از ظهر موضوع | لينک ثابت
نگویمت همه ساله می پرستی کن سه ماه می خور و نه ماه پارسا می باش
ماه جمادی الثانی هم تمام شد و به ماه امت پیامبر نزدیک می شویم . خواجه حافظ شیرازی خیلی زیبا در این بیت بالا مطلب را تمام کرده و می گوید من به تو سفارش نمی کنم تمام سال را معرفت کسب کن بلکه این سه ماه یعنی (رجب - شعبان - رمضان) را به دنبال کسب معرفت باش و نه ماه دیگر سال یعنی ( محرم - صفر -ربیع الاول - ربیع الثانی - جمادی الاول - جمادی الثانی - شوال - ذیقعده و ذی الحجه ) مراقبت داشته باش و معرفتی را که در این سه ماه کسب کردی نگه دار و از دست نده .
نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در شنبه 1389/03/22 ساعت 3:59 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
امروز ... ما ... غدیر
ما غدیریان می گوییم : غدیر از آن ماست و ما از غدیریم! در رگهایمان آمیخته غدیر در جریان است . این را در روز خلقتمان در وجود ما کاشته اند . با غدیر به دنیا آمده ایم و با غدیر زنده ایم و با غدیر خواهیم رفت . غدیرِ عزیز را بر سر چشمانمان بالا می بریم تا روحمان را جانی تازه بخشد .
نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در یکشنبه 1389/03/16 ساعت 0:55 قبل از ظهر موضوع | لينک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ اَمیرالْمُؤْمِنینَ وَابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَیْكُمْ مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِكَ عَلَیْناوَ عَلى جَمیعِ اَهْلِ الْاِسْلامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَیْكُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ ولَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ وَ اَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فیها.وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْكینِ مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیائِهِمْ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَیَّةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِكَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَكْرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَنى بِكَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَكَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ
یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَ اِلى فاطِمَةَ وَ اِلَى الْحَسَنِ وَ اِلَیْكَ بِمُوالاتِكَ وَ بِاْلبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ ذلِكَ وَ بَنى عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَرى فى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْكُمْ وَ عَلى اَشْیاعِكُمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْكُمْ بِمُوالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیِّكُمْ وَ بِالْبَرائَةِ مِنْ اَعْدائِكُمْ وَالنَّاصِبینَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ
اَتْباعِهِمْ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَ وَلِىٌّ لِمَنْ والاكُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عاداكُمْ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَكْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ اَوْلِیائِكُمْ وَ رَزَقَنِى الْبَرائَةَ مِنْ اَعْدائِكُمْ اَنْ یَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ.وَ اَنْ یُثَبِّتَ لى عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَ اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِىَ الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَاللَّهِ وَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَ اِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ وَ اَسْئَلُ اللَّهِ بِحَقِّكُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ اَنْ یُعْطِیَنى بِمُصابى بِكُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطى مُصاباً بِمُصیبَتِه مُصیبَةً ما اَعْظَمَها وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِى الْاِسْلامِ وَ فى جَمیعِ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ . اَللَّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ اَللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللَّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَ ابْنُ آكِلَةِ الْاَكْبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلى لِسانِكَ وَ لِسانِ نَبِیِّكَ صَلَى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فى كُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ نَبِیُّكَ صَلَى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْیانَ وَ مُعاوِیَةَ وَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الْآبِدینَ وَ هذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ اَللَّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَالْعَذابَ الْاَلیمَ اَللَّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْكَ فى هذَا الْیَوْمِ وَ فى مَوْقِفى هذا وَ اَیَّامِ حَیاتى بِالْبَرائَةِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِیِّكَ وَ آلِ نَبِیِّكِ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ.
صد مرتبه می گویی : اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنِ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ عَلى قَتْلِهِ اَللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً.
صد مرتبه می گویی : اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائكَ عَلَیْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.
اَللَّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَأْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثَّانِىَ وَالثَّالِثَ والرَّابِعَ اَللَّهُمِّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَالْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْیانَ وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ.
سجده : اَللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرینَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ للَّهِ عَلى عَظیمِ رَزِیَّتى اَللَّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ.
نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در دوشنبه 1388/12/10 ساعت 10:10 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
قال الرضا علیه السلام : کمال الدین ولایتنا و البرائة من اعدائنا
امام رضا علیه السلام فرمودند : کمال دین در ولایت ما و بیزاری جستن از دشمنان ماست .
نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در سه شنبه 1388/12/04 ساعت 2:24 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
سید ابن طاووس (ره) در کتاب عظیم القدر اقبال الاعمال از حضرت امام رضا (علیه السلام) روایت کرده که آن حضرت فرمودند : هنگامی که قیامت فرا می رسد : چهار روز با فخر و مباهات بر خداوند وارد می شوند همانند ورود عروس در شب زفاف بر شوهر . از حضرت رضا (علیه السلام) سؤال شد آن چهار روز کدامند ؟ فرمودند: روز قربان ، روز فطر ، روز جمعه ، روز غدیر و به درستی که روز غدیر بین آنها مانند ماه است در بین ستارگان ، و آن روزی است که حضرت ابراهیم (علیه السلام) از آتش نمرود نجات یافت و به شکرانه اش آن روز را روزه گرفت . و آن روزی است که خداوند در آن دین را کامل کرد به سبب نصب کردن پیامبر (صلی اللَه علیه و آله) امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به عنوان شاخص و فضیلت و جلوه های نور آن حضرت را نمود و آن روز را روزه گرفت . و به درستی که آن روز کمال است و روز به خاک مالیدن بینی شیطان و قبولی اعمال شیعیان و دوستان آل محمد (صلوات اللَه علیهم) می باشد . و روزی است که خداوند به اعمال مخالفین نظر می کند و آن را نابود می گرداند . « و این قول خداوند است در آیه 23 سوره فرقان » . روز غدیر روزی است که جبرئیل امر می کند منبری از کرامت الهی در مقابل بیت المعمور نصب شود و در حالی که ملائکه آسمانها اطراف او گرد آمده و پیامبر اکرم (صلی اللَه علیه و آله) را ستایش می کنند بر منبر رفته و برای شیعیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) و ائمه (علیهم السلام) و دوستان آنها از فرزندان آدم طلب آمرزش می کند .
روز غدیر روزی است که خداوند امر می کند تا کرام الکاتبین به مدت سه روز قلم از دوستان اهل بیت و شیعیانشان بردارند و هیچ یک از خطاهای آنان را ثبت نکنند به خاطر احترام به پیامبر (صلی اللَه علیه و آله) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) .
روز غدیر روزی است که هر کس آن را عید بگیرد و گشایش در امر خود و اطرافیان و برادران خود قرار دهد خداوند مال او را زیاد و او را از آتش نجات دهد و آن روزی است که خداوند کوشش شیعیان را ستوده و گناهانشان بخشیده و عملشان را مورد قبول قرار می دهد. روز غدیر روز آسایش و رهایی از غم ، روز از بین رفتن گناه ، روز عطای بی عوض و بخشش ، روز گستردن علم ، روز مژده و عید اکبر ، روز اجابت دعا ، روز موقف بزرگ ، روز پوشیدن لباس نو و بیرون آوردن لباس سیاه ، روز شرط مشروط ، روز دور کردن غم ها و روز در گذشتن از گناهان شیعه امیرالمؤمنین (علیه السلام) است .
روز غدیر روز پیشی گرفتن و روز افزودن درود بر محمد و آل محمد (صلوات اللَه علیهم) است.روزخرسندی ، روز عید اهل بیت محمد (صلی اللَه علیه و آله) ، روز پذیرفتن اعمال ، روز افزونی طلب ، روز آسایش مؤمنین ، روز فایده بردن ، روز اظهار دوستی ، روز رسیدن به رحمت الهی ، روز پاک شدن و ترک گناهان بزرگ ، روز پرستش و روز افطاری دادن به روزه داران است . پس هر کس روزه دار مؤمنی را در این روز غذا دهد مانند کسی است که فئامی را اطعام کرده . پس حضرت تا ده فئام شمردند. سپس فرمودند آیا می دانی فئام چیست ؟ راوی عرض کرد : خیر . حضرت فرمودند: صد هزار .
روز غدیر روزی است که بعضی از شما بعضی دیگر را شاد باش می گویند . پس وقتی مؤمنی برادر مؤمن خود را دیدار می کند بگوید: ستایش خدای را که ما را از متمسکین به ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) قرار داد . غدیر روز تبسم در صورت مؤمنین است پس هر کس روز غدیر در چهره برادر خود تبسم کند خداوند رحمن روز قیامت به نظر رحمت به او می نگرد و هزار حاجت او را بر آورده و برای او قصری از دُرّ ناب در بهشت بنا می کند و صورتش را شادابی می بخشد .
روز غدیر روز زیور است پس کسی که برای روز غدیر زیور نماید خداوند غفار تمام گناهانش را می بخشد کوچک باشد یا بزرگ و فرشتگانی بر می انگیزد تا پیوسته برای او حسنه ثبت کنند و درجات او را بالا برند تا شایسته مثل چنین روزی گردد. پس اگر بمیرد شهید از دنیا رفته و اگر زنده بماند سعادتمند خواهد زیست . کسی که در این روز مؤمنی را دیدار کند خداوند هفتاد نور داخل قبرش قرار میدهد و قبرش را وسیع می گرداند و هر روز هفتاد هزار فرشته او را زیارت می کنند و به او مژده بهشت را می دهند .
در روز غدیر خداوند ولایت را بر اهل آسمانهای هفتگانه عرضه کرد پس اهل آسمان هفتم از دیگران به سوی ولایت پیشی گرفتند و به این جهت آن را به عرش زینت داد. سپس اهل آسمان چهارم از دیگران پیشی گرفتند و خداوند آن را به بیت المعمور زیور بخشید آنگاه اهل آسمان دنیا سبقت گرفتند و آن را به کواکب آراسته کرد . سپس خداوند ولایت را بر زمین ها عرضه کرد و زمین مکه در قبولی پیشی گرفت آنگاه به کعبه زینت داده شد و بعد مدینه و آن را به پیامبر اکرم (صلی اللَه علیه و آله) مزین نمود . پس از آن کوفه و ان به امیر المؤمنین (علیه السلام) آراسته شد . پس به کوه ها عرضه شد و سه کوه پیشی گرفتند ، عقیق ، فیروزه و یاقوت به این سه کوه اختصاص یافت و از بهترین جواهرات شدند . پس کوه های دیگر قبول ولایت کردند و دارای معادن طلا و نقره گردیدند و هر چه اقرار به ولایت نکرد چیزی از آن نرویید . و در این روز ولایت به آب ها عرضه شد و هر آبی که پذیرفت گوارا و شیرین گردید و آبی که قبول نکرد شور و تلخ شد . همچنین بر گیاهان عرضه شد پس هر کدام پذیرفتند شیرین و نیکو آنچه قبول نکرد تلخ گردید سپس ولایت در این روز بر پرندگان عرضه شد و آنها که قبول کردند خوش آواز و گویا و هر کدام انکار کردند لال و بی صدا گردیدند . و مَثَل مؤمنین در قبول ولایت امیر المؤمنین (علیه الیسلام) در روز غدیر خم همانند ملائکه است در سجودشان بر آدم و مَثَل کسی که قبول نکرد مانند ابلیس است . در این روز آیه شریفه «الیوم اکملت لکم دینکم ...» نازل گردید و خداوند پیغمبری را مبعوث نکرد مگر آنکه روز مبعوث شدنش نزد او مانند روز غدیر بوده و حرمت آن را شناخته زیرا در این روز برای امت خود جانشین و خلیفه بعد از خودش را قرار داده است .

نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در چهارشنبه 1388/09/11 ساعت 3:3 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
۱- روزه داشتن . امام صادق علیه السلام فرموده اند :روزه داشتن در روز عید غدیر پاداشی معادل روزه گرفتن در همه عمر دنیا را دارد .
۲- غسل کردن .
۳- افطاری دادن .
۴- اطعام کردن . امام رضا علیه السلام فرموده اند : کسی که مVمنی را « روز غدیر » اطعام کند همانند کسی است که همه پیامبران و صدیقان را طعام داده باشد .
۵- زینت کردن و آراستن .
۶- پوشیدن لباس نو .
۷- دیدار و مصافحه با مومنان.
۸- ابراز شادمانی کردن . تبریک گفتن ، هدیه دادن و ذکر صلوات .
۹- خواندن نماز عید غدیر ( دو رکعت و در هر رکعت حمد و ده مرتبه سوره توحید، آیة الکرسی و سوره قدر .
۱۰- عقد اخوت و برادری .
۱۱- قرائت دعای شریف ندبه .
۱۲- زیارت امیرالمومنین علی علیه السلام از دور یا نزدیک .

نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در چهارشنبه 1388/09/11 ساعت 9:16 قبل از ظهر موضوع | لينک ثابت
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة مولانا امیرالمؤمنین و اولاده المعصومین علیهم السلام
غدیر سرمایه و مُهر قبولی ۲۳ سال زحمات پیامبر اسلام حضرت مؤید مجتبی محمد بن عبد اللَه صلی الله علیه و آله و سلم است که خدایش به تهدید به او فرمود: یَا ایُّها الرَّسول بلِّغ ما اُنزِلَ الیکَ مِن رَبِّک و إن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ که ای محمد اجر تمام سختی ها و رنج هایی که کشیدی در گرو ابلاغ ولایت و امامت علی بن ابیطالب است و اگر ابلاغ نکنی من از تمام این بلاها چشم پوشی می کنم و اجری نیست به خاطر اینکه رسالت خدا را انجام نداده ای.
بیایید اعمال یکسالمان را با مُهر قبولی غدیر ممهور کنیم و از جان و دل برای غدیر مایه بگذاریم که الان صدای امام زمان بلند است که هَل مِن نَاصِرٍ یَنصُرُنِِی فِی اَمر وِلایَت جَدِّی اَمِیرُالمُؤمِنِینَ ( کیست مرا یاری کند در امر ولایت جدم امیر المؤمنین ) و مهدی فاطمه علیهما السلام تنها حامی و مدافع غدیر در عصر ماست .
اوست که هر صبح و شام برای مظلومیت های اول مظلوم عالم علی بن ابیطالب و مظلومیت های مادرش فاطمه و جدش حسین اشک می ریزد و هم اوست که چشم به راه است تا خدا لباس فرج را بر قامتش بپوشاند و شیعه را در عالم سر فراز و سر بلند و صدای اشهد ان علیا ولی الله را در مأذنه ها تا عرش برساند و تمام دشمنان علی ولی الله را نابود کند . و هم اوست که وحدت را در گرو ولایت علی بن ابیطالب و برائت از دشمنان آن حضرت می داند.
پس بیایید باتمام وجود غدیر را احیا کنیم و زمینه ظهور حضرت مهدی روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء را فراهم آوریم مرهمی بردل سوخته حضرت نهیم به اینکه بگوییم یا بقیة الله مالبیک گویان ندای هل من ناصر ینصرنی تو را اجابت میکنیم .
اللهم عجل لولیک الفرج اللهم اجعلنا من شیعته و انصاره و اعوانه اللهم انصر من نصره واخذل من خذله

نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در سه شنبه 1388/09/10 ساعت 6:42 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
ولادت حضرت معصومه را به شیعیان جهان و به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تبریک می گویم .
قال الجواد علیه السلام: مَن زارَ قَبرَ عَمَّتی بِقُم فَلَهُ الجَنَّة
امام جواد علیه السلام فرمودند : هر کسی قبر عمه من را در قم زیارت کند پس بهشت برای اوست .
(میزان الحکمة ج ۵ باب زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها )
نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در دوشنبه 1388/07/27 ساعت 7:14 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت

از امام صادق علیه السلام سخنان زیبا و حکیمانه ای نقل شده که نفس های پاک و فطرت های سالم را به صفوف ملایکه متصل می نماید و اگر مردم در آنها تدبر نمایند به سوی فضیلت و سعادت سوق داده می شوند .
از جمله فرمایشات آن حضرت این است :
سه چیز در هر که باشد او منافق است گرچه اهل نماز و روزه باشد .
اول : کسی هنگام سخن دروغ بگوید .
دوم : کسی که چون وعده و قراری گذارد تخلف نماید .
سوم : کسی که چون امین شمرده شود خیانت کند .
نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در پنجشنبه 1388/07/02 ساعت 11:5 قبل از ظهر موضوع | لينک ثابت
ماه رمضان امسال هم تمام شد . در اصل این عمر ماست که میگذرد و هیچ توشه ای از این دنیا برای آخرتمان بر نمیداریم . ماه رمضان که همیشه سر جای خودش خواهد ماند . بعد از ماه مبارک رمضان ماه شوال و ذیقعده و ذیحجه را در پی خواهیم داشت بیایید در این ماه رمضان از خدا بخواهیم که توفیق درک ذی الحجه و عید بزرگ غدیر را به همه ما عنایت کند و ما را از کسانی قرار بدهد که تمام زندگی مان را در راه مولانا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام فدای آن حضرت کنیم و مثل علامه امینی ها و صاحب بن عباد ها و ابن مسعود ها در راه تبلیغ و دفاع از حریم ولایت عمرمان را با برکت به سر کنیم .
قال اللَه الحکیم فی محکم کتابه و مبرم خطابه :
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و اللَه یعصمک من الناس .
آیه ۶۷ از سوره مائده
خداوند متعال در این آیه با کمال شدت و تهدید پیامبر خود را مورد خطاب قرار می دهد که : ای رسول ما ابلاغ کن آنچه به تو نازل کردیم (در ولایت علی بن ابیطالب) که اگر این کار را انجام ندهی رسالت خدا را به انجام نرسانده ای و خدا تو را از شر منافقین حفظ میکند .
خطاب این آیه با پیامبر صلی اللَه علیه و آله و سلم است ولی این ابلاغ و اعلام طبق فرمایش خود پیامبر که فرمودند : واقعه غدیر را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند . متوجه تمام افراد بشر می باشد یعنی همگی وظیفه داریم در راه غدیر زحمت بکشیم و این عید را به عنوان عید رسمی شیعه در جهان معرفی کنیم . ان شاء اللَه
نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در دوشنبه 1388/06/16 ساعت 1:12 قبل از ظهر موضوع | لينک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
محمد بن صدقه می گوید: روزی ابوذر غفاری از سلمان فارسی رضی اللَه عنهما پرسید: ای اباعبداللَه ! معرفت و شناخت امیرالمؤمنین علیه السلام به نورانیت چیست؟ سلمان گفت : ای جُندب! بیا برویم تا آن را از خود حضرت بپرسیم.
می گوید : نزد آن حضرت آمدیم ولی ایشان را نیافتیم . پس مدتی منتظر ماندیم تا تشریف آوردند. فرمودند: چه امری شما را به اینجا کشانده است؟ عرض کردند: ای امیرمؤمنان ! آمده ایم تا از « معرفت شما به نورانیت » سؤال کنیم.
حضرت فرمودند: خوش آمدید ای دو دوست ما که برای دین خود با یکدیگر هم عهد و پیمانید و (در تحصیل معرفت) اهل تقصیر و کوتاهی و کوته نظری نیستید. به جان خودم سوگند،بر هر مرد و زن مؤمنی واجب است که مرا به نورانیت بشناسد.
سپس فرمودند: ای سلمان و ای جندب ! عرض کردند: لبیک یا امیر المؤمنین! فرمود:
هر کس در امر ولایت من ظاهری بیشتر از باطن داشته باشد،ترازوهای اعمالش سبک و کم ارزش می گردد. به راستی که مؤمن ایمانش را به سر حدّ کمال نمی رساند تا آنکه مرا به حقیقت نورانیت بشناسد،هنگامی که مرا به این معرفت شناخت ، پس به یقین او مؤمنی است که خداوند قلب او را برای ایمان آزموده و سینه اش را برای اسلام گشاده ساخته و نسبت به دین خود عارفی روشن ضمیر گردیده است؛ و هر کسی از شناخت آن کوتاهی نماید،پس او اهل شک و دچار تردید است.
ای سلمان و ای جندب ! عرض کردند: لبیک یا امیر المؤمنین!
حضرت فرمود:شناختن من به نورانیت شناخت خداوند عزّ و جل است و شناختن خداوند عزّ و جل شناخت من به نورانیت است و این همان دین خالص است که خدای متعال درباره آن فرموده است:
«وَ مَا اُمِرُوا إلّا لِیَعبُدُوا اللَه مُخلِصینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاءَ وَ یُقیمُوا الصَّلاةَ وَ یُؤتُوا الزَّکاةَ وَ ذلِکَ دِینُ القَیِّمَةِ» سوره بینه آیه 5
«و امر نشدند جز این که خدا را بپرستند و با یگانه پرستی دین را برای او خالص گردانند و نماز را بر پا دارند و زکات بدهند و این است دین محکم و پایدار».
خداوند سبحان می فرماید : فرمان داده نشدند مگر به توحید و یگانه دانستن خداوند، و توحید خالص نمودن عمل است برای او و حنفاء در قول خداوند اقرار به نبوت محمد صلی اللَه علیه و آلهاست و این دین و آیین یکتا پرستی محمدی است که باز و با وسعت است ( و دچار هیچ تنگ نظری نیست )؛
و اینکه فرمود : «به پا می دارند نماز را» نماز،ولایت من است،پس هر کس ولایت مرا به پا داشت همانا نماز را به پا داشته است و بر پا داشتن ولایت من سخت و دشوار است و جز فرشته مقرب یا پیامبر مرسل و یا بنده مؤمنی که خداوند قلب او را به ایمان آزموده باشد کسی آن را تحمل نکرده و طاقت پذیرش آنرا ندارد.
پس فرشته هرگاه مقرب نباشد،و پیامبر هنگامی که مرسل نباشد،ومؤمن هنگامی که آزموده نباشد تحمل آن را نخواهد داشت؛و آنجا که می فرماید:«زکات بدهند» اقرار به امامان است و این است دین الهی پایدار.
عرض کردم:ای امیر مؤمنان! مؤمن کیست و نهایت و مرز ایمان چیست تا آن را شناسم؟
فرمود:ای اباعبد اللَه! عرض کردم:لبیک ای برادر رسول خدا! فرمود:مؤمن آزموده کسی است که هیچ چیزی از امر ما به او نمی رسد مگر اینکه سینه اش را برای پذیرفتن آن می گشاید و شک و تردید نمی کند،و کسی که بگوید:«چرا و چگونه؟» به راستی که کافر شده است. پس تسلیم امر خداوند شوید و امر خدا ما هستیم.
ای سلمان و ای جندب! همانا خداوند مرا امین خود بر آفریدگان و جانشین خود در زمین و شهرها و میان بندگانش قرار داد و آنچه را ستایشگران در توصیف آن مانده و عارفان به آن پی نبرده اند به من ارزانی داشت.
نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در یکشنبه 1388/01/30 ساعت 9:38 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
لا ابقانى الله لمُعضِلَةٍ لَم يَكُن لَها اَبُو الحَسَن. (عمر بن خطاب) على عليه السلام در مدت خلافت ابوبكر و عمر و عثمان كه قريب 25 سال بطول انجاميد اگر چه ظاهرا خود را كنار كشيده و خانه نشين شده بود ولى در مسائل غامض علمى و قضائى و سياسى كه خلفاى مزبور را عاجز و درمانده ميديد براى حفظ اسلام و روشن نمودن حقايق دينى خطاها و لغزشهاى آنها را تذكر داده و راهنمائى ميفرمود و همگان را از رأى صائب خود بهرهمند ميساخت و چه بسا كه خلفاء ثلاثه شخصاً در حل معضلات از او استمداد مىجستند و اگر على عليه السلام دخالت نميكرد جنبه علمى اسلام بعلت نادانى و آشنا نبودن خلفاء بحقيقت امر صورت واقعى خود را از دست ميداد،براى نمونه بچند مورد ذيلاً اشاره ميگردد. 1ـ در زمان خلافت ابوبكر مردى شراب خورده بود ابوبكر دستور داد او را حد بزنند،مرد شرابخوار گفت من از حرمت خمر بى خبر بودم و الا مرتكب نميشدم،ابوبكر مردد و متحير ماند و موضوع را با على عليه السلام در ميان نهاد حضرت فرمود هنگاميكه مهاجر و انصار جمع هستند يك نفر با صداى بلند از آنها سؤال كند كه آيا كسى از شما حرمت خمر را باين شخص گفته يا نه؟ اگر دو نفر شهادت دادند حد بزنند و الا او را بحال خود وا گذارند،ابوبكر بهمين نحو عمل نمود و كسى شهادت نداد معلوم شد كه آنمرد در دعوى خود راستگو بوده است لذا از جرم وى چشم پوشى شد و او را گفتند توبه كن كه ديگر چنينكارى نكنى. 2ـ يكى از علماى يهود بنزد ابوبكر آمده و گفت آيا تو جانشين پيغمبر اين امت هستى؟گفت آرى! يهودى گفت ما در تورات ديدهايم كه جانشينان پيغمبران در ميان امت آنان دانشمندترين امت باشند پس مرا آگاه گردان كه خداى تعالى كجا است آيا در آسمان است يا در زمين؟ ابوبكر گفت او در آسمان و بر عرش است،يهودى گفت در اينصورت زمين از وجود خدا خالى است و بنا بقول تو در جائى هست و در جائى نيست! ابوبكر گفت اين سخن زنديقان است از نزد من دور شو وگرنه ترا ميكشم!يهودى در حال تعجب از سخن او از نزد وى دور شد در حاليكه اسلام را مسخره ميكرد،على عليه السلام از مقابل روى او ظاهر شد و فرمود اى يهودى آنچه تو پرسيدى و آنچه در پاسخ شنيدى من دانستم ما مىگوئيم خداوند عز و جل جا و مكان را آفريد و براى او جا و مكانى نيست و بالاتر از اينست كه مكانى او را در بر گيرد بلكه او در هر مكانى هست اما نه بدينصورت كه تماس و نزديكى با مكان داشته باشد علم او هر آنچه را كه در مكان است فرا گرفته است و چيزى وجود ندارد كه از حيطه تدبير او بيرون باشد و براى تأييد صحت آنچه گفتم از كتاب خود شما خبر ميدهم و اگر دانستى كه درست است آيا ايمان ميآورى؟يهودى گفت آرى. فرمود آيا در بعضى از كتابهاى خود نديدهايد كه روزى موسى بن عمران نشسته بود ناگاه فرشتهاى از جانب مشرق نزد او آمد و موسى از او پرسيد از كجا آمدى؟گفت از جانب خداى عز و جل،و فرشتهاى از سوى مغرب پيش او آمد موسى بدو گفت از كجا آمدى؟گفت از نزد خداوند عز و جل،آنگاه فرشته ديگرى نزد او آمد و گفت از آسمان هفتم از نزد خداوند عز و جل آمدهام،و سپس فرشته ديگر نزد او آمد و گفت از زمين هفتم از جانب خداى عز و جل آمدهام،موسى عليه السلام گفت منزه است آن خدائى كه جائى از او خالى نيست و بهيچ جا نزديكتر از جاى ديگر نيست.يهودى گفت گواهى دهم كه اين سخن حق است و باز گواهى دهم كه تو سزاوارترى بجانشينى پيغمبرت از كسى كه بزور آنرا تصاحب نموده است (1) . 3ـ پس از رحلت پيغمبر صلى الله عليه و آله جماعتى از يهوديان بمدينه آمده گفتند در مورد اصحاب كهف قرآن ميگويد:و لبثوا فى كهفهم ثلاث مأة سنين و ازدادوا تسعا (2) اصحاب كهف سيصد و نه سال در غار خوابيدند در صورتيكه (در تورات) باقى ماندن آنها در غار سيصد سال قيد شده است و اين دو با هم مخالفت دارند. در برابر اين اشكال و ايراد يهوديان نه تنها خليفه بلكه همه صحابه از پاسخگوئى عاجز ماندند بالاخره دست توسل بدامن حلّال مشكلات على عليه السلام زدند حضرت فرمود خلاف و تضادى در بين نيست زيرا از نظر تاريخ آنچه نزد يهود معتبر است سال شمسى است و در نزد عرب سال قمرى است و تورات بلسان يهود نازل شده و قرآن بلسان عرب و سيصد سال شمسى سيصد و نه سال قمرى است (زيرا سال شمسى 365 روز و سال قمرى 354 روز است و هر سال 11 روز و شش ساعت با هم اختلاف دارند در نتيجه 33 سال شمسى تقريبا 34 سال قمرى ميشود و سيصد سال شمسى هم سيصد و نه سال قمرى ميباشد) (3) . 4ـ ابن شهر آشوب روايت كرده كه از ابوبكر پرسيدند مردى صبحگاه زنى را تزويج نمود و آن زن شبانگاه وضع حمل كرد و آنمرد هم اجلش رسيد و مرد مادر و فرزند دارائى او را بعنوان ارثيه تصاحب كردند در چه صورتى اين موضوع امكان پذير است؟ ابوبكر از پاسخ عاجز ماند،و على عليه السلام فرمود آنمرد كنيزى داشته كه قبلا او را باردار كرده بود چون موقع وضع حملش نزديك شد او را آزاد كرد آنگاه در موقع صبح تزويجش نمود و شبانگاه زن وضع حمل كرد و چون شوهرش مردميراث او را مادر و فرزند تصاحب كردند . (ابوبكر در اثر اينگونه درماندگيها در برابر پرسشهاى مردم بود كه ميگفت اَقِيلُونى و لَستُ بِخَيرِكُم وَ عَلِىٌّ فِيكُم . مرا رها کنید و من برای شما موجب خیر نیستم تا هنگامیکه علی علیه السلام در بین شماست.) 5ـ دو مرد صد دينار در كيسهاى گذاشته و آنرا در نزد زنى بامانت سپردند و باو گفتند هرگاه ما هر دو با هم نزد تو آمديم امانت ما را رد كن و اگر يكى از ما بدون ديگرى بيايد آنرا پس مده،چون مدتى از اين ماجرا گذشت يكى از آندو مرد نزد زن آمد و گفت رفيق من وفات كرده است صد دينار ما را بده،زن از دادن امانت خوددارى كرد آنمرد نزد اقوام زن رفت و مطلب را بآنان بازگو كرد و در اثر فشار و توصيه آنان،آنزن امانت را رد نمود،پس از يكسال رفيق آنمرد آمد و گفت صد دينارى كه در نزد تو بامانت گذاشتهايم باز ده!زن گفت مدتى پيش رفيق تو آمد و اظهار نمود كه تو وفات كردهاى و من هم امانت را باو پس دادم،آنمرد اصرار نمود و كار بمرافعه كشيد و هر دو نزد عُمَر آمدند و جريان امر را باو باز گفتند عُمَر به آن زن گفت تو ضامن امانتى و بايد پول را باين مرد بپردازى!زن گفت ترا بخدا تو ميان ما قضاوت مكن ما را پيش على بن ابيطالب بفرست تا او ميان ما حكم كند عُمَر قبول كرد و چون آنها نزد على عليه السلام آمدند آنحضرت دانست كه آندو مرد با هم تبانى كرده و حيله نمودهاند لذا بآن مرد فرمود در موقع سپردن امانت مگر شرط نكرديد كه براى گرفتن آن بايد هر دو با هم بيائيد و اگر يكى از ما بيايد پول را پس مده؟عرض كرد چرا،على عليه السلام فرمود پول تو نزد ما حاضر است برو رفيق خود را هم بياور و آنرا باز گيريد! (آنمرد حيلهگر سرافكنده بازگشت) (4) 6ـ زن ديوانهاى را بجرم فجور نزد عُمَر آوردند دستور داد سنگسارش كنند!حضرت امير عليه السلام نيز حضور داشت به عُمَر فرمود مگر نشنيدهاى كه رسول خدا چه فرموده است؟ عُمَر گفت چه فرموده است؟حضرت گفت رسول خدا فرموده است كه از سه كس قلم برداشته شده است:از ديوانه تا عقل خود را باز يابد،از طفل تا بالغ شود،از شخص خوابيده تا بيدار گردد،آنگاه عُمَر زن را رها نمود (5) 7ـ زن بار دارى را باتهام فجور نزد عُمَر آوردند، عُمَر از او پرسيد آيا مرتكب فجور شدهاى؟زن اعتراف نمود و عُمَر دستور داد سنگسارش كنند،موقعيكه او را براى اجراى حكم مىبردند على عليه السلام با او برخورد نمود و پرسيد اين زن را چه ميشود؟عرض كردند عُمَر دستور َرجم(سنگسار) داده است،على عليه السلام او را نزد عُمَر برگردانيد و فرمود آيا دستور دادى كه او را رَجم كنند؟ عُمَر گفت بلى خودش نزد من بفجور اعتراف نمود!فرمود اين حكم تو درباره اين زن است به طفلى كه در شكم اوست چه حكمى دارى؟سپس فرمود شايد تو بر او بانگ زدهاى و يا ترسانيدهاى (از ترس و وحشت اعتراف بفجور كرده است) عُمَر گفت همينطور است!على عليه السلام فرمود مگر نشنيدى كه رسول خدا فرمود بر كسى كه پس از بلا و زحمت اعتراف كند حد نيست زيرا هر كس را در بند كنند يا زندانى نمايند يا بترسانند او را اقرارى نباشد (بزور و ترس اقرار گرفتن ارزش قضائى ندارد) آنگاه عُمَر زن را رها نمود و گفت: عَجَزَت النِّساء اَن تَلِدَ مِثلُ على بن ابيطالب لَولَا عَلى لَهَلَكَ عُمَر « عاجزند زنان از اینکه مثل علی بن ابیطالب را بزایند و اگر علی نبود به یقین عُمَر هلاک میگشت» . (6) 8ـ زنى را نزد عُمَر آوردند كه ششماهه زائيده بود عُمَر (بخيال اينكه مدت حمل هميشه بايد 9 ماه باشد و اين زن چون سه ماه زودتر وضع حمل كرده است نتيجه گرفت كه قبلا مرتكب فجور شده است) لذا دستور داد كه او را رجم كنند على عليه السلام اين داورى عُمَر را شنيد و فرمود براين زن حدى نيست، عُمَر كسى را بخدمت آنحضرت فرستاد و پرسيد كه چرا او را حدى نيست؟ على علیه السلام فرمود:خداى تعالى فرموده است: و الوالدات يرضعن اولادهن حولين كاملين لمن اراد ان يتم الرضاعة (7) و مادران شير دهند فرزندانشان را دو سال كامل براى كسى كه بخواهد تمام كندشير دادن را. و همچنين فرموده است:و حمله و فصاله ثلاثون شهرا (8) دوران حمل و مدت شيرخوارگى تا از شير باز گرفتنش سى ماه است در اينصورت ششماه حمل اوست و 24 ماه رضاع او عمر زن را رها نمود و گفت: لَولَا عَلى لَهَلَكَ عُمَر (9) 9ـ زن و مردى را پيش عُمَر آوردند،مرد بزن ميگفت تو زانيه هستى زن نيز در پاسخ وى ميگفت :اَنتَ اَزنَى مِنِّى يعنى تو از من زناكارترى، عُمَر دستور داد هر دو را حد بزنند حضرت امير عليه السلام حاضر بود فرمود تعجيل در قضاوت خوب نيست و اين حكم نيز درست نمىباشد،عرض كردند پس چه بايد كرد؟ فرمود مرد را آزاد كنيد و زن را دو حد بزنيد زيرا زنا كردن مرد ثابت نشده است ولى زن بزنا دادن خود اقرار ميكند و به مرد ميگويد تو زناكارترى،در اينصورت زن باقرار خود مرتكب فجور شده كه بايد حد زده شود و جرم ديگرش اينست كه بمرد نسبت زنا ميدهد و او را متهم ميكند در صورتيكه دليلى براى اثبات ادعاى خود ندارد (10) 10ـ مردى كسى را كشته بود خانواده مقتول شكايت پيش عُمَر بردند عُمَر دستور داد قاتل را در اختيار پدر مقتول گذارند تا بحكم قصاص او را بقتل رساند،پدر مقتول دو ضربت سخت بر آنمرد زد و يقين بمرگ او نمود ولى چون رمقى از حيات داشت كسان وى از او پرستارى كرده و مداوا نمودند تا پس از شش ماه بهبودى كامل يافت. پدر مقتول روزی او را در بازار ديد تعجب كرد و چون نيك شناخت گريبانش را گرفت و مجددا پيش عُمَر آورد و ماجرا بگفت عُمَر براى بار دوم دستور داد كه سر از تن او برگيرند! قاتل از على عليه السلام استغاثه نمود،آنحضرت فرمود اى عُمَر اين چه حكمى است كه بر اين مرد ميكنى؟ عُمَر گفت يا اباالحسن اين شخص،قاتل پسر او است و بحكم النفس بالنفس بايد كشته شود،حضرت فرمود آيا ميشود كسى را دو بار كشت؟ عُمَر متحير ماند و سكوت نمود،آنگاه على عليه السلام به پدر مقتول گفت مگر قاتل پسرت را با دو ضربت نكشتى؟عرض كرد كشتم ولى او زنده شد و اگر مجددا او را نكشم خون پسرم هدر شود! على عليه السلام فرمود در اينصورت بايد آماده شوى اول بقصاص دو ضربتى كه باو زدى او هم دو ضربت بتو بزند آنگاه اگر تو زنده ماندى او را بكش! پدر مقتول گفت يا ابا الحسن اين قصاص از مرگ سختتر است و من از اين موضوع در گذشتم آنگاه با هم مصالحه نموده و آشتى كردند عُمَر دست برداشت و گفت: الحمد لله اَنتُم اَهلُ بَيتِ الرَّحمَة يَا اَبا الحَسَن،ثُمَّ قَالَ لَو لَا عَلِىٌّ لَهَلَكَ عُمَر«خدا را شکر شما اهل بیت رحمت هستید ای اباالحسن بعد گفت اگر علی نبود به یقین عُمَر هلاک میشد». (11) 11ـ در زمان خلافت عُمَر دو زن بر سر طفلى منازعه نموده و هر يك ادعا ميكرد كه كودك از آن اوست و هيچيك براى اثبات دعوى خود شاهد و گواهى نداشت و كس ديگرى هم جز آن دو زن ادعاى فرزندى آن كودك را نميكرد لذا اين مطلب براى عُمَر مبهم بود و نميدانست چه بكند ناچار به على عليه السلام پناه برد و از او راه حلى خواست!على عليه السلام آن دو زن را نصيحت نمود و از عذاب الهى بترسانيد ولى آندو بر سر حرف خود ايستاده و دست بردار نبودند چون آنحضرت پافشارى آنها را ديد فرمود ارهاى براى من بياوريد،زنها گفتند اره را براى چه ميخواهى؟ فرمود ميخواهم طفل را دو نيم كنم و بهر يك از شما نيمى از او را بدهم!يكى از آن دو زن سكوت نمود ولى ديگرى گفت ترا بخدا يا ابا الحسن اگر غير از اين راه چارهاى نيست من از سهم خود گذشتم و بآن زن بخشيدم (كه بچه را باو بدهى و اره نكنى) حضرت فرمود الله اكبر اين كودك پسر تست نه پسر آن زن،اگر پسر او بود او هم مانند تو بحال اين طفل دلسوزى ميكرد و ميترسيد،زن ديگر هم اعترافنمود كه حق با آن ديگرى است و كودك هم از آن اوست ! غم و اندوه عُمَر برطرف شد و درباره امير المؤمنين عليه السلام كه با اين داورى (ابتكارى و شگفت انگيز) گشايشى در امر داورى بكار او داده بود دعا نمود. (12) 12ـ در مناقب از اصبغ بن نباته روايت شده كه پنج نفر را بجرم زنا نزد عُمَر آوردند و او دستور داد كه آنها را سنگسار كنند. على عليه السلام فرمود حكم و داورى بر جان مردم باين سادگى نيست و بايد بوضع و حال آنها رسيدگى نمود. چون به تحقيق پرداختند يكى از آنها مسيحى بود و با زنى مسلمان زنا كرده بود على عليه السلام فرمود چون اين مرد ذمى بوده و در پناه حكومت اسلام زندگى ميكرد ذمه را در هم شكسته بنا بر اين او را گردن بزنيد. مرد دومى متأهل بود و زنش نيز در كنار وى زندگى ميكرد حضرت فرمود اين مرد محصن (13) است و بحكم قرآن سنگسارش كنيد. مرد ديگر مجرد و بى زن بود على عليه السلام فرمود يكصد تازيانه باو بزنيد. نفر چهارم غلام و بَرده بود و مجازات چنين اشخاصى به اندازه نصف مجازات آزادگان است لذا فرمود او را نيز پنجاه تازيانه بزنند. نفر پنجم ديوانه بود فرمود آزادش كنند. عُمَر گفت:لَولَا عَلِىٌّ لَافتَضَحنَا«اگر على نبود ما رسوا ميشديم.» 13ـ مردى كه اهل يمن بود زن خود را در يمن گذاشته و خود براى انجام كارى بمدينه آمده بود،در آن شهر با زنى مرتكب فجور شد و او را بجرم اين عمل نزد عُمَر بردند،عمر فرمان داد سنگسارش كنند،على عليه السلام فرمود اگر چه او محصن است اما بر او رجم نيست و بايد حد بزنند زيرا زن او همراهش نيست و در يمن مانده است و سزاى او مانند كيفر زناكار عَزَب است، عُمَر گفت:لَا اَبقَانِى الله لِمُعضَلَةٍ لَم يَكُن لَها اَبُو الحَسَن«خدا مرا بمشكلى نياندازد كه على براى حل آن در آنجا نباشد» 14ـ ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه مىنويسد روزى نزد عُمَر بن خطاب سخن از زيورهاى خانه كعبه و زيادى آنها بود گروهى گفتند اگر آنها را بيرون بياورى و به لشگريان دهى اجرش زيادتر است و خانه كعبه چه نياز به زيور دارد. عُمَر بدين فكر افتاد و از على عليه السلام پرسيد كه نظر شما در اين مورد چيست؟ حضرت فرمود قرآن بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شد و تمام اموال را چهار قسمت نمود يكى اموال مسلمين است كه ميان ورثه تقسيم ميشود و يكى فىء است كه به مستحقين آن تقسيم نمودند و يكى خمس است و خداى تعالى قرار داد آن را در جائيكه قرار داد و يكى هم صدقات است كه خداوند آن را هم در محلهاى مصرفى آن قرار داد و زيورهاى كعبه را به حال خود گذاشت و از روى فراموشى ترك آن نفرمود و هيچ جائى بر او پوشيده نبود تو هم مانند خدا و رسولش دست بدانها دراز مكن و همانجائى كه گذاشتهاند باقى بگذار، عُمَر بدستور آن حضرت ترك زيورهاى كعبه را نمود و گفت اگر تو نبودى ما رسوا ميشديم (14) 15ـ در جنگ ايران و عرب كه عمر براى غلبه بر دشمن به مشورت مىپرداخت هر يك از مسلمين چيزى ميگفتند از جمله گروهى را عقيده بر اين بود كه لشگريان شام را جمع كرده به نهاوند بفرستد و عدهاى معتقد بودند كه خود عُمَر فرماندهى جبهه را به عهده بگيرد ولى عُمَر توجهى به آراء آنها ننموده و رو به على عليه السلام كرد و گفت يا ابا الحسن چرا ما را راهنمائى نميكنى؟على عليه السلام فرمود جمع آورى لشگريان شام و يا عزيمت خود تو به جبهه مقرون بصلاح نيست زيرا در صورت اول آن منطقه كه هم مرز كشور روم است از لشگر اسلام خالى ميماند و در صورت دوم اگر تو شكست خوردى ديگر براى مسلمين پناهگاهى وجود نخواهد داشت لذا از رفتن خود به جبهه صرف نظر كن و يكى از فرماندهان كار آزموده و مجرب را براى اين كار برگزين و از مردم بصره هم جمعى را براى كمك برادرانشان بفرست زيرا موقعيت بصره مانند شام نيست و ميتوان از آنجا نيروى لازم را بسيج نمود، عُمَر به دستور آن حضرت رفتار نمود و فاتح شد و در جنگ روم و عرب نيز او را راهنمائى فرمود (15) 16ـ ابن صباغ مالكى در فصول المهمه مينويسد مردى را نزد عُمَر آوردند زيرا او در پاسخ گروهى كه از وى پرسيده بودند چگونه صبح كردى گفته بود:صبح كردم در حاليكه فتنه را دوست دارم و حق را ناخوشايند دارم و يهود و نصارى را تصديق ميكنم و بدانچه نديدهام ايمان آوردهام و بدانچه خلق نشده اقرار ميكنم! عُمَر كسى را خدمت على عليه السلام فرستاد و چون آن حضرت آمد عُمَر گفتار آن مرد را بدان حضرت بازگو كرد. على عليه السلام فرمود راست گفته كه فتنه را دوست دارد خداى تعالى فرمايد:انما اموالكم و اولادكم فتنة (16) و منظور از حق كه ناخوشايند اوست مرگ است كه خداى تعالى فرمايد:و جاءت سكرة الموت بالحق (17) و اينكه سخن يهود و نصارى را تصديق ميكند در اينمورد است كه خداوند فرمايد:و قالت اليهود ليست النصارى على شىء و قالت النصارى ليست اليهود على شىء (18) و اما بدانچه نديده ايمان آورده مقصودش خداوند عز و جل است كه باو ايمان آورده است و بدانچه خلق نشده اقرار ميكند اقرار بقيامت است. عُمَر گفت:اعوذ بالله من معضلة لا عَلِى لَها«پناه مىبرم بخدا از مشكلى كه على براى حل آن حضور نداشته باشد» (19). طبق روايات مورخين و علماى اهل سنت عُمَر در موارد زيادى گفته اگر على نبود عمر هلاك ميگرديد چنانكه شيخ سليمان بلخى در كتاب ينابيع المودة مىنويسد: كانت الصحابة رضى الله عنهم يرجعون اليه فى احكام الكتاب و يأخذون عنه الفتاوى كما قال عُمَر بن الخطاب رضى الله عنه فى عدة مواطن لولا علىلهلك عمر. يعنى اصحاب پيغمبر صلى الله عليه و آله در احكام كتاب خدا (قرآن) به او (علی بن ابیطالب ) رجوع ميكردند و از آن حضرت اخذ فتوا مينمودند چنانكه عمر در جاهاى عديده گفته است اگر على نبود عمر هلاك شده بود (20) . عثمان نيز در زمان خلافتش در مواردى كه براى حل مشكلات علمى و قضائى احتياج پيدا ميكرد دست به دامن آن حضرت زده و از وى استمداد ميكرد و بطور كلى على عليه السلام در تمام مشكلات علمى و سياسى و معضلات فقهى و قضائى راهنماى خلفاى ثلاثه بود و براى مصلحت اسلام و مسلمين آنها را هدايت ميكرد و بمنظور حفظ تشكيلات ظاهرى اسلام با كمال صبر و بردبارى سكوت كرده و نميخواست ميان امت تفرقه و پراكندگى حاصل شود و از اعمال خلاف آنها مخصوصاً از روش عثمان جلوگيرى كرده و آنها را از عواقب وخيم آن بر حذر ميداشت. بارها عثمان را نصيحت و دلالت نمود ولى او توجهى به نصايح على عليه السلام ننمود و عاقبت به دست مسلمين گرفتار شد و به قتل رسيد. پی نوشتها : (1) ارشاد مفيد جلد 1 باب دوم فصل /58 (2) سوره كهف آيه /25 (3) منتخب التواريخ ص 697 نقل از بحار الانوار. (4) ذخائر العقبى محب الدين طبرى ص 79/80 (5) كشف الغمه ص 33 (6) كشف الغمه ص/33 (7) سوره بقره آيه /233 (8) سوره احقاف آيه /15 (9) كفاية الخصام ص 680 باب /356 (10) مناقب ابن شهر آشوب. (11) ناسخ التواريخ احوالات امير المؤمنين. (12) ارشاد مفيد جلد 1 باب دوم فصل /59 (13) مرد يا زنى كه داراى همسر باشد در اصطلاح فقه(محصنه) ناميده ميشود. (14) كفاية الخصام ص 684 (15) ارشاد مفيد ـ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد. (16) سوره انفال آيه /28 (17) سوره ق آيه /19 (18) سوره بقره آيه /113 (19) فصول المهمه ص 18 (20) ينابيع المودة باب 14 ص70
نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در پنجشنبه 1387/08/16 ساعت 11:59 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
هنوز از خاطره های مدینه دلم کبابه هنوزم رو دستای من جای رد یه طنابه
هنوزم دلم می سوزه با یاد آتیش و هیزم هنوز یادمه تو کوچه خنده های تلخ مردم
هنوزم توی فراق فاطمم خونه نشینم روزی صد دفعه میمیرم تا مغیره را می بینم
یتیمای پشت در را بیارین امشب کنارم نمی خوام حرف نگفته وقت رفتنم بذارم
آی یتیما خوب ببینید صورت سه نور عینم اینه زینب اینه عباس ببینید اینه حسینم
اگه روی نیزه دیدید یه روزی خورشیدو ماه را یادتون باشه ببندید سوی ناموسش نگاه را
نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در یکشنبه 1387/05/20 ساعت 6:57 بعد از ظهر موضوع | لينک ثابت
مسعودى در مروج الذهب، شمار اولاد على (ع) را به بيست و پنج تن رسانده است.شيخ مفيد در كتاب ارشاد تعداد آنها را هفده تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عدهاى از علماى شيعه گويند كه فاطمه پس از وفات پيامبر (ص) جنينى كه پيامبر او را محسن ناميده بود سقط كرد.بنابر قول اين عده، فرزندان آن حضرت هجده تن بودهاند.
ابن اثير گويد: محسن در كودكى وفات يافته است.آيا اين محسن كه ابن اثير از او نام برده غير از آن محسنى است كه مفيد از آن ياد كرده؟ مسعودى و شيخ مفيد فرزندان على را همراه با ذكر محسن، نام برده و كسان ديگرى همچون محمد اوسط و ام كلثوم صغرا بنت صغير (دختر كوچك) و رملة صغرا را به شمار فرزندان امير المؤمنين (ع) اضافه كردهاند.
اما با توجه به گفتارها و نوشتارهايى كه از مورخان و علماى نسابه در دست داريم، چنين مىنمايد كه فرزندان على (ع) سى و سه تن بودهاند و شايد علت اين رقم زياد آن باشد كه مورخان اسم و لقب هر يك از فرزندان را، جداگانه براى دو فرزند ثبت مىكردهاند.در حالى كه اين دو اسم و لقب بر يك تن اطلاق مىشده است.نام اولاد امير المؤمنين على (ع) به شرح زير ذكر شده است:
1- حسن
2- حسین
3- زینب کبری
4- زینب صغری که کنیه او ام کلثوم است .
شیخ طوسی می گوید مادر این 4 تن فاطمه زهرا سلام الله علیها دختر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است .
5- ام كلثوم كبرا (ابن اثير نام وى را با زينب كبرا آورده است). مسعودى مىنويسد: مادر حسن، حسين، محسن، ام كلثوم كبرا و زينب كبرا، حضرت فاطمه زهرا دختر پيغمبر اسلام (ص) است.
مىتوان ميان قول مفيد كه زينب صغرا مكنى به ام كلثوم را ذكر كرده و نظر ابن اثير و مسعودى كه وى را ام كلثوم كبرا ناميدهاند، جمع به عمل آورد و به اين ترتيب كه نام وى به نسبت زينب كبرا، زينب صغرا و به نسبت ام كلثوم صغرا كه بعدا نام او را ذكر خواهيم كرد و از مادرى غير از فاطمه زهرا به دنيا آمده، ام كلثوم كبرا بوده است.
6- محمد اوسط، مادر وى امامه دختر ابو العاص بوده است.شيخ مفيد و مسعودى متذكر نام او نشدهاند.
7-8-9-10- عباس، جعفر، عبدالله، عثمان كه همگى جزو شهداى كربلا بودهاند.مادر اين چهار تن ام البنين كلابى است كه مسعودى وى را ام البنين دختر حزام وحيدية معرفى كرده و عثمان را در شمار اين چهار تن ذكر نكرده است.
11- محمد اكبر، مكنى به ابو القاسم و معروف به ابن حنفيه كه مادر وى خوله حنفى بوده است .
12- محمد اصغر مكنى به ابو بكر، بعضى از مورخان پنداشتهاند كه ابو بكر و محمد اصغر نام دو تن از فرزندان على بوده ولى ظاهرا چنين برمىآيد كه اين هر دو، نام يك تن باشد.
13- عبد الله و عبيد الله كه هر دو در كربلا به شهادت رسيدهاند.مادر اين دو تن ليلى دختر مسعود نهشيلى است.
14- يحيى كه مادر وى اسماء بنت عميس است.
15- 16- عمر و رقيه كه دوقلو بودهاند.مادر اين دو ام حبيب، صهبا، دختر ربيعه تغلبى است .عمر هشتاد و پنج سال زندگى كرد.
17- 18- 19- ام الحسن و رمله كبرا و ام كلثوم صغرا، مادر ايشان ام سعد دختر عروة بن مسعود ثقفى است.شيخ مفيد و مسعودى تنها به ذكر نام ام الحسن و رملة بسنده كردهاند و آن را با ذكر كلمه كبرا آشكارتر نساختهاند.
20- دخترى كه در كودكى جان سپرده است.مادر وى مخباة كلبى است و شيخ مفيد و مسعودى متذكر نام او نشدهاند.
21- 22- 23- هانى، ميمونه، زينب صغرا.در كتاب عمدة الطالب آمده است كه مادر وى (زينب صغرا) ام ولد (كنيز) بوده و در خانه محمد بن عقيل بن ابيطالب به سر مىبرده است.
24- رملة صغرا، شيخ مفيد و مسعودى از او نام نبردهاند.
25- رقيه صغرا، مسعودى از او يادى نكرده است.
26- 27- 28- 29- فاطمه،اسامه، خديجه، ام الكرام، مسعودى گويد ام الكرام همان فاطمه است .
30- 31- ام سلمه، ام ابيها، مسعودى از او ياد كرده است.
32- جمانة مكناه به ام جعفر.
33- نفيسه، درباره نام مادر او پراكندهگويى كردهاند.
نوشته شده توسط شیخ امیرحسین کیانی در دوشنبه 1387/04/10 ساعت 3:19 قبل از ظهر موضوع | لينک ثابت
درباره وبلاگ

هدف از بر پایی این وبلاگ آشنایی با اهداف و روشهای اهل بیت عصمت و طهارت و همچنین آشنایی با شعر و ادبیات می باشد . با آرزوی موفقیت روز افزون برای همه دوستداران مولا امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه السلام .
پاسخگوی سوالات شرعی شما : Amirhosain_kei@yahoo.com 09354809721
یا علی مدد
----- ----- ----- ----- ----- ----- --
فهرست اصلي
دوستان
پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
صدای وبلاگ